تبليغاتX
برق_ الکترونیک(شهرام )


برق_ الکترونیک(شهرام )

###دفترچه خاطرات دیجیتال###اگر تنهاترین "تنها" شوم......باز هم خدا هست...!

دکتر شریعتی انسان ها را به چهار گروه زیر دسته بندی کرده است
دسته اول
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

دسته دوم
آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است.

دسته سوم
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند
آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

دسته چهارم
آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند
شگفت‌انگیزترین آدم‌ها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
 

منبع : جامعه مجازی ایرانیان

نوشته شده در پنجشنبه 1388/09/12ساعت 22:19 توسط شهرام| |

گل نازم حلالم كن حالا كه سرد و داغونم

حالا كه ميرم از يادت به جرمي كه نميدونم

گل نازم حلالم كن اگه چشمات خيانت كرد

اگه از دست من دستات به دست ديگه عادت كرد

حلالم كن گل نازم اگه راز از تو پوشوندم

اگه هرگز نميخواستم بفهمي عاشقت بودم

گل نازم نميدونم كجاي قصه هات بودم

نميدونم به چه جرمي دليل گريه هات بودم

گل نازم حلالم كن.....

نوشته شده در پنجشنبه 1388/09/12ساعت 22:15 توسط شهرام| |

تازه اين اول غصه خوردن كجاشو ديدي

تازه گوشه هاي نفرين منه  كجاشو ديدي

اونقدر غصه بخور تا دق كني جون بكني

تا بفهمي يه روزم تو مثل ديروز مني كجاشو ديدي

تازه خوش خوشونه اين قافيه هاست يه كمي حوصله كن

روز تكرار تموم لحظه هاست يه كمي حوصله كن

ما كه پاي عشق تو سوختيم و ساختيم اينه روزگارمون

هرچي داشتيم يه شبه به هيچي باختيم اينه روزگارمون

چي ميخواد سرت بياد خدا ميدونه عزيزم

من دارم ه خاطره هات و توي آتيش ميريزم

كجاش و ديدي....

نوشته شده در پنجشنبه 1388/09/12ساعت 22:14 توسط شهرام|

بهش بگين بي خبرم بپرسين عشق ما چي شد

چشم سياش طرز نگاش حجب و حياش مال كي شد

اوني كه تازه اومد و توي دلم خاطره شد

بهش بگين با رفتنش كار دلم يكسره شد

پر زد و رفت حتي برام خط و نشونم نكشيد

رفت و نشست رو شونه اون كه به فكرم نرسيد

بهش بگين همين روزا توي دلم ميكشمش

خدا نياره اون روزو بيوفته چشمم تو چشمش

ديونه بود اما منم ديونه تر از عشق اون

قلبم و زد به نامش و پر زد و رفت از آشيون

عاشقي كار تو نبود من عاشقت بودم و بس

همه احساس منو كشتي گلم پاي هوس

اما هنوز دوست دارم به جون اون كه دوست داريش

وقتي كه اسم تو مياد زنده ميشم نفس نفس

نوشته شده در پنجشنبه 1388/09/12ساعت 22:13 توسط شهرام|

  سلامی به وسعت خاطره ها !!!!

 خاطره ها ! تنها چیزیای  هستن که فراموش نمیشن!

 احتمال به یقین این آخرین چیزیه که اینجا می نویسم .

  حتی گفتن این چیز هم خودش کلی خاطره داره .

 نمیدونم دل کندن خیلی سخته!

 کی میدونه......

  شاید یه روزی .........برگشتم!!

 

كار ما نيست شناسايي "راز" گل سرخ ،


كار ما شايد اين است


كه در "افسون" گل سرخ شناور باشيم.


هيچ وقت نخواسته ام جاي فرشته اي باشم که تاريخ را مينويسد.
روزهاي تکراري، داستانهاي تکراري، سرنوشتهاي تکراري .
بيچاره فرشته ...


روز آخر، تمام يادداشتهاي او ، کوچکترين نقطه عالم را هم پر نخواهد کرد.



وقتي اميد در بهشت نيست، پس براي زمين معجزه است. و من هنوز با «اميد» زنده ام.

 

نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/07ساعت 0:10 توسط شهرام| |


Design By : Night Skin